|
همه ی آنچه که در من میگذرد
|
این مدت خیلی فیلم کم دیدم که به طرز عجیبی چندتاشون ایرانیه.چند خطی درباره شون مینویسم
تی تی: اون جنس زنانه فیلم رو دوست داشتم به جهت اینکه در مارکت فیلم ایرانی کمتر آثاری جنس زنانه دارن.فیلم متفاوتی بود به جهت موضوع .بازی نقش اول زن رو دوست داشتم .فیلمی بود که در تعطیلات نوروز در کنار خانواده دیدم و سرگرمی خوبی بود در کنار اینکه اثر خوش ساختی بود .
برادران لیلا : این فیلم رو همه همه همه دیدن . و همه همه درباره اش نظر دادن .من با کلی پیش زمینه،نظر و انتقاد این فیلم رو دیدم .من خودم شخصا فیلم رو دوست نداشتم .به جنبه سیاسی فیلم اصلا ورود نمیکنم .فیلم اغراق شده و بیش از حد بود .دیالوگ ها به شدت زرد و از پیش آماده بود .سکانس های اضافه داشت . و اصلا دوست ندارم درباره اش حرف بزنم چون گفتنی ها رو بقیه گفتن .هم مثبت و هم منفی .
پذیرایی ساده : یک فیلم ایرانی با موضوع و محوریت متفاوت .فیلم گیرایی داشت و همون سکانس اول منو در خودش بلعید و تا لحظه آخرهمراه خودش کرد .فیلم مریضی بود .پر از ابهام بود و این ابهامات حل نمیشد.گاهی نمادین بود .اما حرف هایی برای گفتن داشت .فیلم متفاوتی بود و از یکبار تماشا کردنش پشیمون نیستم .
the whale: من آرنوفسکی رو دوست دارم .فیلمهاش رو دوست دارم .جهان بینی اش هم دوست دارم .
منتظر بودم آخرین فیلمش برای دانلود عرضه شه تا تماشاش کنم .تماشا کردم و باید بگم اثر خوبی بود و از تماشا پشیمون نیستم .اما اثر خیره کننده و شاهکاری نبود .ایده اصلی جدید و نو بود .تا لحظه آخر منو بدون ثانیه ای مکث همراه کرد اما آرنوفسکی شاهکار های میخکوب کننده تر و لایه لایه ای تری ساخته بود که این فیلم در رده اون آثار نمیگنجید . اون قسمت هایی که دیدگاه مذهبی رو به چالش کشیده بود دوست داشتم اما میتونست عمیق تر باشد .بازی بازیگر ها رو دوست داشتم .فیلم تک لوکیشن بود اما خسته نمیشدی .توی فیلم به هر مفهومی اشاره میکرد و بعد رها میشد .صرفا اشاره بود .توجه را جلب و سپس توی همون لحظه رها میشد و همین حس آشفتگی معنایی رو منتقل میکرد.فکر میکنم کارگردان ادامه ی فیلم و اون بخش مرتب سازی و نتیجه گیری رو بر عهده خود تماشاگر گذاشته .
Lady bird: من خیلی درباره ی این فیلم شنیده بودم و انتظار خیلی بالایی داشتم و وقتی فیلم تموم شد اینطوری بودم : همین ؟! فیلم خوبی بود .خوش ساخت بود.خوش آب و رنگ بود . حال خوب کن بود .فیلمِ زندگی بود .و با اینکه من مخاطب خارجی فیلم محسوب میشدم با فیلم همزاد پنداری کردم و دور از ذهن نبود . ماجرای ساده ی یک زندگی که از تماشا کردنش حس خوبی خواهید داشت .اما به قصد تماشای مفاهیم و معانی خیلی خاص و عمیق نباشید .به قصد لذت و سرگرمی از سینما ببینید .همین .
سه قسمت از سریال modern love رو دیدم .اپیزود های کوتاه سی دقیقه ای که هر اپیزود یک داستان کوتاه جداگانه رو روایت میکنه .دوستش دارم .بین خستگی ها، یکنواختی ها، اخبار تلخ و تاریک این روزها و ساعت های طولانی درس خوندن انتخاب خوبیه .قصه ی آدماست.چه چیزی قشنگ تر از داستان زندگی ،اونم برای منی که عاشق دیدن ،شنیدن، خوندن و تماشا کردن روایت ها از آدماست؟! سه قسمت زوده برای قضاوت کردن اما برای من سریال دلنشینی .کوتاهه.خط داستانی نداره .نیاز به تداوم و دنبال کنندگی نداره .ذهن رو درگیر نمیکنه.خوش ساخته.روایت های جدیدی داره.هر قسمت یک پیام و بار معنایی داره .متناسب با ذائقه و سلیقه منه .
سریال the good doctor رو شروع کردم .ماجرای یک رزیدنت جراحی مبتلا به اختلال اوتیسم.هم اوتیستیک بودن شخصیت اصلی داستان برای من جالبه و هم ژانر پزشکی ، مورد علاقه امه . از بعد اخلاقی و انسانی هم سریال بسیار نکته آموزیه. سیزن یک تموم شد و به نظرم سریال خوب و جذابیه البته برای من .فکر میکنم ممکنه برای خیلی ها جذاب نباشه.
این قسمت : فرندز
فکر میکنم بعد از 7فصل تماشای این سریال ، خیلی بد نباشه چند خط از این سریال خوش ریتم ،غیر تکراری و جذاب بنویسم .شخصا با کمدی انگلیسی زبان مشکل دارم و تنها با فیلمای کمدی خودمون حال میکنم .اما فرندز اون کمدیه که فرق نمیکنه کجا هستی و زندگیت چه طوریه،حتما از تماشاکردن لذت میبری و حست خوب میشه .از شخصیت ها بگم . مانیکا ! باهاش همزاد پنداری میکنم چون منم به نظم و ترتیپ و تمیزی علاقه دارم.نه به اندازه رفتار های وسواس گونه مانیکا اما بخشی از وجود من همیشه پیرو نظم و ترتیپ بوده .ریچل! شخصیت مورد علاقه و گوگولی و با نمک من .بی نهایت ریچل رو دوست دارم.فیبز: فیبی اون آدم متفاوت و عجیب و غریبیه که وجودش توی هر جمعی لازمه .چندلر! میشه دوسش نداشت؟! مدل شوخی کردنش اصلا شبیه کمدی های انگلیسی زبان نیست .تیپیکال مرد شوخ با مزه مورد علاقه من. راس ! من راس رو میفهمم. اون شخصیت علم دوستی که خسته کننده است .اما خب من علم دوستم :) جویی !جویی نه به اندازه ی چندلر بانمکه و نه مثل راس شخصیت با علم و فرهنگی داره و نه اخلاق منده.جویی تیپیکال اون مردایی که من ازشون متنفرم.
فیلم قهرمان ساخته ی اصغر فرهادی را دیدم ولی نه به طور کامل .وقتی الف تماشا میکرد، من هم برش هایی از فیلم را دیدم و در جریان خط داستانی فیلم قرار گرفتم .شاید فیلم را حرام کردم و در خور تماشایش نکردم .نمیخواهم به فیلم حمله کنم یا بگویم افتضاح بود اما دوستش نداشتم .درباره ی الی،فروشنده،چهارشنبه سوری،جدایی نادر از سیمین و همه میدانند را خیلی بیشتر دوست داشتم .دوستش نداشتم به عنوان یک مخاطب عام از سینمای فرهادی ،فقط همین .
+جایی خوندم که فیلم قهرمان ،نسخه ی ایرانی یک فیلم هالیودی به نام "ریچارد جول" است و البته نسخه ی ایرانی سیاه تر از نسخه ی هالیوودی ست.
+نوشته بود : سینمای هالیوود پایان تاریک را تاب نمی آورد .
+به این فکر کردم که سیاهی این فیلم در مقابل سیاهی فیلم های ایرانی دیگه یک بچه بازی کودکانه بود .به این فکر کردم که مخاطب ایرانی تاب و تحمل سیاهی بیشتر از این هم دارد .و چه قدر رنجیده تر از داستان های سیاه سینما هستیم.
اپیزود سوم و چهارم مینی سریال scenes from a marriage هم دیدم.این اپیزود هم برای من قابل تامل بود. محتوا و دیالوگ سریال خیلی برای من جذابه.دوست دارم قسمت بعدی سریال هم ببینم بعد یه نظر کامل و دقیق بدم. این سریال واقعا منو به فکر فرو برده .گاهی واقعا جا خوردم با بعضی از سکانس های سریال.
اپیزود دوم مینی سریال scenes from marriage امشب دیدم .میتونم این اپیزود رو به همه پیشنهاد بدم.به همه .هر کسی که در رابطه است و هر کسی که در هیچ رابطه ای نیست .میتونم بارها و بارها این اپیزود رو ببینم.چه قدر با شخصیت اصلی مرد ِ این داستان همزاد پنداری کردم .چه قدر شخصیت خودم رو به شخصیت مرد این سریال نزدیک دیدم. چه قدر متانت ،مهربونی و مدیریت مسئله اش خوبه این مرد .چه قدر تلاش ستودنی میکنه برای حفظ زندگی زناشویی متلاشی شده اش.من تمام مدت خیره شده بودم به مانیتور و جاخورده بودم. ایکاش یه نفر این اپیزود رو دیده بود و میتونستم باهاش حرف بزنم درباره لحظه به لحظه ای این اپیزود. دلم میخواد بشینم لحظه به لحظه این اپیزود رو تحلیل کنم.
+خیلی غصه خوردم امشب .
مینی سریال scenes from a marriage شروع کردم.محصول 2021.ژانرش درامه و چهار قسمت یک ساعته است.امشب قسمت اول رو دیدم .دوستش داشتم .رابطه ی زوج و دیالوگ هاشون جالب توجه بود واسم . حرفای جالبی درباره ازدواج و رابطه رد و بدل شد توی همین یک قسمت .سوالی که امشب توی ذهنم پیش اومد : آیا همه ی زوج ها اینطوری به ازدواج نگاه میکنند؟؟آیا درباره ی مسائلشون و تصمیم هاشون همینقدر همه جانبه و دقیق حرف میزنند؟؟؟ آیا همینقدر همو درک میکنند و کنار همن؟؟؟چه ازدواجی موفقیت آمیزه؟؟؟
دلم میخواد یکم از سینمای هالیوود فاصله بگیرم برای مدتی ،نه اینکه تکراریه یا اینکه دوستش ندارم ،نه .ولی دلم میخواد آثار شاخص سینمای ایتالیا ،فرانسه ،اسپانیا ، آلمان و حتی کره ی جنوبی هم ببینم .همیشه بین فیلم های غیر انگلیسی زبان ،آثار خوبی پیدا کردم مثل parasite، intouchable،platform،lives of others و..یه لیست بلند بالا از فیلمای غیر انگلیسی زبان دارم که قصد دارم به مرور ببینمشون.
فیلم The lives of others رو خیلی وقت بود میخواستم ببینم و بعد از مدت ها موفق شدم که ببینمش .با فیلم خیلی همزاد پنداری کردم .به همین جمله اکتفا میکنم .
فیلم، آلمان شرقی قبل از فروریختن دیوار برلین و بعد از فرو ریختن دیوار رو روایت میکنه .مقطع تاریخی فیلم جالب توجه بود واسم .آلمانی که یکی از قدرت های اروپا و یکی از کشور های صنعتی جهان محسوب میشه در حدود پنجاه سال گذشته چه خفقان و تاریکی رو تجربه کرده .تنها چیز که میتونم بگم اینه که این فیلم رو ببینید .دستم بسته است برای بیشتر حرف زدن از این فیلم .
فیلم room در ژانر درام در سال 2015 منتشر شد .داستان بر اساس یک رمان و نویسنده رمان از یک اتفاق واقعی الهام گرفته .اتفاق الهام بخش، ماجرایی جنایی که در سال ۲۰۰۸ در کشور اتریش فاش شد. پدری، دختر ۱۹ ساله خود را به مدت ۲۴ سال در زیرزمین خانه زندانی میکند و در این مدت بارها او را مورد آزار جنسی قرار میدهد. حاصل آن اتفاق ها تولد ۷ فرزند بود.
بازی نقش اصلی زن خیلی واقعیه. و واقعا مثل یک مادر بازی میکنه .پسرک زیبای فیلم هم بازی تاثیر گذاری داره .مفاهیم و موضوعات فلسفی و انسانی که در بطن فیلم بهش اشاره میشه جالبه توجه و عمیقه.اما قسمتی از فیلم باور پذیر نیست و متاسفانه خیلی ضعیفه .من موضوع فیلم رو دوست داشتم و بارها خودمو در محیط فیلم تصور کردم .ارزش یکبار تماشا کردن داره .
فیلم : mother
اوه خدای من ! این فیلم دیوانه است .مریضه .یه فیلم متفاوته که روح تو خراش میده.حرصت میده .اذیت میکنه . فیلم لحظه به لحظه اش تو رو به بازی میگیره و یک لحظه نمی ذاره آروم باشی . بازی جنیفر لارنس بی نقصه و زیباست.فیلمبرداری هم خیلی دوست داشتم .اتمسفر و فضای خونه هم مورد علاقه ام بود .ژانر فیلم وحشت روانشناختی و سال 2017 ساخته شده .بعد از اتمام فیلم سریعا چند نقد ازش خوندم .فیلم mother یک فیلم معمولی نیست و با درک معمولی هم نمیشه به لایه های عمیقش پی برد .این فیلم رو پیشنهاد میدم چون اثری متفاوته ؛واقعا متفاوت! توصیه میکنم یکبار فیلم رو ببینید .چند نقد و تحلیل ازش بخوانید .نقد سایت زومجی رو پیشنهاد میدم .و بعد مجدد فیلم رو به تماشا بشینید .یا طرفدارش می شید یا به نظرتون یک اثر مبهم و بی معنی!
این روزا همه درباره ی سریال پر بیننده ی "بازی مرکب "حرف میزنند.حتی چند نفر به من پیشنهاد دادند که حتما تماشا کن. من طبق یک دیفالت ذهنی هرگز از چیزایی که خیلی همه پسنده و همه تعریفشو میکنند خوشم نمیاد.این صرفا یک فرضیه نیست و خیلی آزمایشش کردم.مثلا من هیچ وقت علاقه ای به "هری پاتر" نداشتم نه کتابش نه سریالش.هیچوقت نتونستم کتاب "ملت عشق " رو بخونم .هیچوقت نتونستم با سریال" گیم آف ترونز "ارتباط برقرار کنم.هیج وقت انیمه "Your name "فوق العاده نبود واسم و خیلی خیلی خیلی معمولی بود .میتونم بگم هر محتوایی که خیلی معروف میشه میدونم اصلا مورد علاقه من نخواهد بود.تقریبا از هیچ فیلم و سریال علمی و تخیلی و هیجانی لذت نمیبرم و اکثر مردم به این ژانرها علاقه مندن (گاهی فیلم های هیجانی که تخیلی نباشند رو می پسندم ).من فهمیدم از چیزایی لذت میبرم که بقیه براشون حوصله سر بره و بهش توجه ندارند ، قطعا چون علاقه ای به درک عمیق و حسی ندارند و مسائل شهودی لذت بخش تره واسشون.
فیلم شنای پروانه فوق العاده بود.اگه کرونا نبود قطعا این فیلم رو توی سینما میدیم.از نظر لوکیشن ،دیالوگ ،بازی ،فیلم برداری،فیلم نامه بی نظیر بود .تمام مدت فیلم میخکوب فیلم میشی و تا آخرین لحظه فیلم تو رو همراه خودش نگه می داره .لحظه ای خسته کننده نمیشه .درجه یک بود فقط همین .ببینید !
از وقتی که امتحانات تموم شده ، دو تا فیلم و یک انیمیشن دیدم .فیلم platform و pieces of woman رو دیدم و انیمیشن soul .هر کدوم رو یه جور دوس داشتم .ولی انیمیشن soul فوق العاده بود .خیلی حال کردم باهاش .هنوز نقد و برسی نخوندم از دو تا فیلمی که گفتم ،می خونم و میام درباره شون حرف میزنم .
الانم کنار بخاری خونه ی مادربزرگ نشستم و میخوام شروع کنم کتاب بخونم :)