همه ی آنچه که در من میگذرد

از آدمای پیچیده خوشم میاد .همیشه دلم خواسته به اونی نزدیک شم که از همه خاص تر و پیچیده تره، کم تر حرف میزنه ،رفتار پیچیده تری داره ،حرفای جالب تری میزنه .لذت ، کشف این آدما ، نزدیک شدن بهشون و ورود به خلوتشون  فوق العاده است .از بین این آدمای پیچیده ،افراد خیلی خفنی پیدا میشه با حرفای خیلی جدید و نو .از وقتی خودمو شناختم همیشه با افراد  بالاتر از سن خودم ارتباط بهتری گرفتم .افراد هم سن خودم هیج وقت ،هیچ چیز جدیدی واسم نداشتن .انگار همیشه ده سال از سن خودم بزرگ تر بودم برعکس قیافه ام که حداقل پنج سال کوچیکتر از سنم میزنه ،همینقدر متناقضم. این موضوع به شدت در دایره روابط اجتماعیم تاثیر گذار بوده یعنی همیشه از پسرایی که اختلاف سنی بیشتری باهاشون داشتم ،بیشتر خوشم اومده .همیشه دوستایی که از من چندین سال بزرگ تر بودن بیشتر ارتباط برقرار کردم.

+ جمعه دهم اردیبهشت ۱۴۰۰| 1:15|بوتیمار| |