|
همه ی آنچه که در من میگذرد
|
طی این مدت متوجه شدم توی محل کارم تنها فرد مجرد عاطفی هستم .تقریبا همگی روی یک رنج سنی هستیم و هر چی بیشتر آشنا میشم باهاشون متوجه میشم که یا ازدواج کردند یا در یک رابطه عاطفی جدی هستند و من اینطوریم که «به کجا چنین شتابان ؟!» .احساس میکنم در این حوزه خیلی نفس آسوده ای میکشم .خیلی آرامش خیال دارم و از بودن در این نقطه حال خوبی دارم .اما از طرفی وجود یک مشکل جدی هم احساس میکنم .مشکلی که با بودن و نگه داشتن خودم در نقطه امن کنونی ؛ صرفا ازش فرار میکنم .