|
همه ی آنچه که در من میگذرد
|
یک دسته از آدمها هستند که خیلی زود خودمانی میشوند .فاصله را به طُرفه العینی طی میکنند و خیلی زود ارتباط برقرار میکنند .به حد عجیبی زود صمیمی میشوند و تو اصلا مات و مبهوت میمانی که چگونه رفتار کنی .یک جور صمیمیت حال بهم زن که هیچ عمقی ندارد و یک تظاهر به صمیمی بودن است. این افراد مرا می ترسانند و کنارشان احساس امنیت نمیکنم . مجبور به تظاهر میشوم چون من با هیچ کس خیلی زود صمیمی نمیشوم.فاصله را آرام طی میکنم .محترمانه .طبق یک خواست دوطرفه .این دسته افراد رفتار گوناگونی نشان میدهند که از چشم من خیلی عجیب است .زود دستت را میگیرند .بغلت میکنند .لپت را ماچ میکنند .به سرعت وارد مسائل خصوصیت میشوند و نظر میدهند .خواستار شماره تلفن ،اطلاعات دقیق شخصی با عنوان فامیلیت چیه .کجا زندگی میکنی .بابات چیکاره است .یا اینکه خیلی بیش از حد محبت میکنند و تو از محبت کردن بیش از حد معذب میشوی و با کلمه "عشقم" صدایت میزنند .یا خیلی شوخی میکنند و شوخی ها به سمت شوخی های منحرفانه و جنسی میرود.یا اینکه خیلی زود شروع به درد و دل کردن و نالیدن از مشکلاتشان میکنند .این صمیمیت و قاطی شدن زود هنگام در مدل ذهنی و شخصیتی من یک خطر تلقی میشود،گارد دفاعی میگیرم و سعی میکنم دور تر بایستم .
+صمیمیت واژه ای عمیق است که طی ده دقیقه اتفاق نمی افتد و به یک بازه زمانی حداقل چند ماهه نیاز دارد .صمیمیتی که از شناخت منشا میگیرد، واقعی و دلچسب است .
+آشنا شدن و صمیمی شدن دو مفهوم جداست .
+ این متن هم درباره جنس موافق و هم جنس مخالف صدق میکند .