|
همه ی آنچه که در من میگذرد
|
داشتم به این فکر میکردم که گاهی در روابط بین فردی یک شخص رو لایق فحش ، ناسزا ، جنگ و دعوا هم نمیدونی .اینقدر بی اهمیت شده و از دایره توجه تو دور شده که دیگه واست مهم نیست .از هیچ حرف و هیچ کاریش دلخور نمیشی و انرژی صرفش نمیکنی .
همیشه ناراحت و دلخور شدن از توجه میاد ،از مهم بودن،از دوست داشتن از انتظار . توی رفاقتا همون عصبانیت همون ناسزا همون دلخور بودن ارزشمنده و معنای قشنگی داره .
سال گذشته ، دو نفر از دایره توجه من حذف شدند .برای حفظ ارتباطم خیلی تلاش کردم اما متوجه تلاشم نشدند. احمق فرضم کردند .حالا با دیوار برایم فرقی ندارند.نه دلخور میشوم نه انتظاری دارم نه توجهی میکنم . از عمیق ترین لایه به سطحی ترین لایه رسیده اند. همین سال گذشته یکی از رفاقت هایم از سطحی ترین لایه به عمق قابل توجه ای از قلبم نفوذ کرد .دلخور که شدم ، برایش که توضیح دادم، پذیرفت .مراحل رفع دلخوری را طی کرد .توجه نشان داد که برای او هم این رابطه دوستانه مهم است و یکطرفه نیست .دفعه بعدی برای رفع دلخوری با دسته گل سر قرار آمد .
+ کیفیت روابطم همیشه مهم تر از تعداد روابطم بوده.