همه ی آنچه که در من میگذرد

آخرش این اشکا یه وقتی از روز یه جایی  منو گیر میندازن .مچمو میگیرن .احساس میکنم قسمتی از زندگی رو از دست دادم و برای اینکه قسمت بعدی زندگی رو از دست ندم باید تلاش بکنم .قسمتی از من که پر از امید و انگیزه است برای ساختن و قسمت دیگه ای که سوگواره ! نمیدونی که چه قدر  سخته تعادل برقرار کردن بین این دو قطب .نمیدونی که چه قدر سخت هم سوگواری کنی هم تلاش کنی هم انگیزه داشته باشی .

+ یکشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۰| 14:6|بوتیمار| |