واقعیت اینه تحملم از گرما تموم شده و احساس میکنم گرما زده شدم .حالت تهوع دارم و برای لحظاتی احساس تنگی نفس دارم . احساس میکنم طاقت ندارم و یه جایی به نقطه صد آستانه تحملم میرسم .
چشمهای دیوار چشمهای دریچه چشمهای در چشمهایِ آب چشمهای نسیم چشمهای کوه چشمهای خیر و چشمهای شر چشمهای ریجه و رَخت و پَخت چشمِ دریا و چشمِ ماهی چشمهای درخت چشمهای برگ و ریشه چشمهای برکه و نیزار چشمِ سنگ و چشمهای شیشه چشمِ رشک چشمهای نگرانی چشمهای اشک بُهتزده در ما مینگرند نه ازآنرو که تو را دوست میدارم من ازآنرو که ما جهان را دوست میداریم.